خامنهای قیام مردم عراق و لبنان را آشوب و برهم زننده امنیت میخواند
خامنهای، چهارشنبه ۸ آبان۹۸ پس از دوهفته سکوت از شروع حرکتهای اعتراضی مردم لبنان و عراق، به صحنه آمد و با منتصب کردن و، و آشوب وبزرگترین لطمه به امنیت خواند، تا با این حربه جلوی موج انقلابی در این دو کشور را گرفته و نگذارد خط مقدم استراتژیکش در منطقه فروبپاشد.
بعداز گذشت دوهفته از شروع قیام مردم لبنان، دیروز سعد حریری نخست وزیر لبنان استعفا کرد و دولتمردان این کشور، عملا اعتراف کردند که مشکل اصلی مردم لبنان سیاسی است و نه صرفا اقتصادی، و باید که ساختار سیاسی این کشور تغییر کند.
در عراق نیز بعد از یک هفته خونین، که تا کنون صدها شهید و هزاران مجروح ببار آورده است، قیام مردم عراق همچنان توفنده وخروشان در اکثر شهرها و استانهای کشور به پیش میرود و مزدوران خامنهای و ماموران عراقیش نتوانستهاند آنرا خاموش کنند.
اینها نشان دهنده آن است که قیام این دو ملت، از نقاطی کیفی در حال عبور است و اینجاست که خامنهای مستقیما وارد صحنه شده و خط سرکوب عریان را برای فرو نشاندن این قیامها صادر میکند.
خامنهای به بهانه شرکت در مراسم اعطای سردوشی به دانشجویان افسری ارتش، سخنانش را ایراد کرد وبا بررسی شرایط بحرانی در منطقه گفت: « بزرگترین لطمهای که دشمنان میتوانند به یک کشور بزنند، این است که امنیت را از آن سلب نمایند، یعنی کاری که امروز در برخی کشورهای منطقه شروع کردند و امنیت را از مردم میگیرند.”
خامنهای برای اینکه حرفهایش کلی نباشد و مزدورانش در دو کشور لبنان و عراق حرفهایش را مورد توجه قرار دهند گفت:« به دلسوزان عراق و لبنان توصیه میکنم اولویتشان را علاج ناامنی قرار دهند».
اگر عملکرد ولی فقیه ارتجاع در ایران را مورد توجه قرار دهیم، بروشنی میبینیم که خامنهای و همه دست اندرکاران نظام آخوندی، هرلحظه خواب امنیت میبینند.
شرکت در مراسم جشن بزرگداشت کوروش کبیر برایشان تهدید امنیتی محسوب میشود و با قدرت تمام از برگزاری آن ممانعت میکنند.
تجمع کارگران بجان آمده هپکو و آذرآب برایشان تهدید امنیتی دارد و مانع آن میشوند.
حرکت اعتراضی مردم محروم لردگان، که بیش از ۳۰۰نفر آنها را به ویروس ایدز آلوده کردهاند نیز امنیتی تلقی میشود.
تمام حرکتهای کوچک و اعتراضی در جامعه مارک امنیتی خورده و شدیدا سرکوب میشود تا دامنه آن گسترده نشود.
بررسی قیامهای لبنان و عراق بروشنی نشان میدهد که علیرغم همه مشکلات اقتصادی و ساختاری که در این دو کشور وجود دارد، نوک تیز حمله و شعارهای مردم، علیه رژیم فاشیستی آخوندهاست و خواهان آن هستند که مزدوران رژیم در این دو کشور از مصادر کار برکنار شوند.
در لبنان، حزبالله جا پای اصلی رژیم است و حسن نصرالله بروشنی و با افتخار هم اعلام میکند که: «بودجه حزب الله از ایران میرسد مانند موشک هایی که با آن اسراییل را تهدید میکنیم. از حضرت امامخامنهای، دولت ایران و رییسجمهور آن به خاطر حمایت بیدریغ از ما در سالهای گذشته تشکر می کنیم».
در طول دو هفتهای که از شروع قیام مردم لبنان گذشته، حزبالله و عوامل نیروی قدس رژیم، چندینبار سعی کردند با تهاجم به صفوف مردم تظاهرکننده، جلوی پیشرفت و گسترش این قیام مردمی را بگیرند. اما از آنجا که ارتش این کشور به حمایت از تظاهر کنندگان برخاسته است، تا کنون نتوانستهاند خللی در این حرکت بوجود آورند. واین مقاومت مردمی، تا کنون نتیجه هم داده که منجر به استعفای سعد حریری شده است.
خواستههای مردم لبنان، دیگر از مطالبات صنفی عبور کرده و به خواستههای سیاسی بالغ شده است و خواهان سرنگونی حاکمان فعلی، انتخابات جدید و تغییر قانون اساسی کشورشان از ساختار قومی-مذهبی به ساختاری دمکراتیک و تکنوکراتیک هستند. بدون شک اگر روند قیام لبنان به همین منوال به پیش برود و ساختار سیاسی لبنان اصلاح شود، دیگر برای رژیم و مزدورانش جایی باقی نمیماند و یکی از سنگرهای استراتژیکش را در منطقه از دست خواهد داد.
در عراق نیزعلیرغم همه وحشیگریهایی که تاکنون از طرف مزدوران رژیم اعمال شده و شهدا و مجروحین زیادی را تقدیم انقلابشان کردهآند، قیام مردم عراق در حال عبور از یک نقطه کیفی است. خامنهای اصلا نمیخواهد تعادل سیاسی فعلی در عراق بهم بخورد، زیرا با ساختارفعلی، همه شاخکهای خود را چون اختاپوس در همه ارکان اصلی سیاسی، نظامی و اقتصادی عراق فروکرده و با وجود تحریمهای آمریکا، این کشور را محلی برای دور زدن تحریمها قرار داده و برایش محلی برای نفس کشیدن در زیر بار شدید تحریمهای کشنده نیز هست.
قیام کنندگان عراق در پاسخ به طرح مشترک مقتدا صدر وهادی عامری: « لا مقتدى ولا هادي .. حرة تظل بلادي» نه مقتدا صدر را میخواهیم و نه هادی عامری را ـ کشور ما آزادی میخواهد.
ا ینجا بود که ولی فقیه درهم شکسته ارتجاع، بروشنی دریافت که اگرفرصت را از دست بدهد و قیامهای لبنان و عراق به همین منوال پیش برود، بزودی دستهای فتنهگرش در این کشورها قطع خواهد شد و عمق استراتژیکش را از دست خواهد داد و در قدم بعد باید که در شهرها ایران با دشمن خودش که ملت ایران است بجنگد. به همین سبب سراسیمه وارد صحنه شده و دستور سرکوب سریع و تمام عیار در این کشورها را، به بهانه نفوذ امنیتی کشورهای دیگر صادر کرد.







