خیلی از مردم داستان قورباغه آرام پز را شنیدهاند. داستانی که امروز با واقعیات حکومت ولایت فقیه انطباق کامل دارد. جامعه ایران امروز به این نقطه رسیده که خط فقر ۱۸ میلیون تومان است. این یک امر تصادفی یا خود بخودی نیست. محصول انحرافاتی است که درجه به درجه صورت گرفته و تا به نقطه امروز رسیده که حکومت ولایت فقیه را به یک نقطه فلج شدن رسانده است. برای بهتر روشن شدن شرایطی که حکومت ولایت فقیه به آن مبتلا شده است، مانند داستان قورباغه آرام پز است.
داستان قورباغه آرام پز
اصطلاح قورباغه آرام پز در علم روانشناسی بکار برده میشود. اگر قورباغه را روی سطح آب داغ رها کنید به محض احساس حرارت، از آب بیرون میپرد. اما اگر همین قورباغه را در قابلمه آب سردی قرا دهیم و قابلمه را روی گاز بگذاریم و حرارت را سانتیگراد به سانتیگراد بالا ببریم، تغییرات حرارتی را به علت این که موجودی دوزیست است به عنوان دمای ثابت محیط فرض میکند و دمای بدنش همراه با دمای محیط تغییر میکند.
وقتی دما روی ۵۳.۵ درجه میرسد، در این هنگام قورباغه متوجه قضیه میشود که دیگر کار از کار گذشته است. .قورباغه تکانی به خود میدهد و میخواهد خیز بردارد و با یک جهش خود را از مهلکه نجات دهد. اما دیگر فلج شده و فقط میتواند سرش را تکان دهد.
بیشتر بخوانید
خامنهای چرا به عصای پوسیده خبرگان تکیه کرده است؟
وضعیت حکومت ولایت فقیه
رادیو فرهنگ حکومت، صحبتهای روح الله حضرت پور نماینده ارومیه در مجلس دست پخت خامنهای را پخش نمود. او روی وضعیت نابسامان حکومت انگشت میگذارد و میگوید «خط فقر در این کشور ۱۸ میلیون تومان اعلام شده … دولت برای افزایش حقوق کارگران کارمندان و بازنشستگان که کمتر از ۱۰ میلیون تومان درآمد دارند ناز میکند».
معلوم نیست بالاخره دشمن کیه؟
یکی از واژه هایی که بیشترین استفاده در فرهنگ عوامل حکومتی اعم از خامنهای و سایر کارگزاران نظام ولایت فقیه دارد، کلمه دشمن است. ورد زبان خامنه ای کلمه دشمن است. اما این دشمن کیست که این همه حکومت ولایت فقیه را نالان کرده است؟ خامنهای و سایر سر دمداران ولایت فقیه همیشه صحبت از یک دشمن موهوم میکنند و خیلی مواقع جرأت بیان کردن اسم آن را هم ندارند، مگر وقتی که چاره ای ندارند. آن هم از سراستیصال از دشمن اسم میبرند. اما حضرت پور کشف جدیدی کرد که همه دشمن تراشیهای موهوم خامنهای را زیر سوال برد.
دشمن وارد سنگرهایمان شده است!
تلقی حضرت پور از دشمن برخلاف شیادیهای خامنهای جای دوری نیست. او میگوید «دشمن داخلی با نگاهی به ظاهر موجه در تاریکی غفلت، وارد سنگرهایمان شد و ملت مقاوم ایران را آرام آرام ناامید ساخت. دشمن داخلی کیست؟ دشمن داخلی همان مدیران و عناصر و جریانات خائنی هست که به دلایل مختلف از باند بازی تا ناکار آمدی مسبب وضعیت امروز کشور هستند. دشمن داخلی آن عنصر نادانی است که با اظهارات خام و مخرب، ملت ایران را عصبانی و نسبت به آینده ناامید میسازد.
دشمن همان جریانی است که با برچسب زنی به شخصیتهای سیاسی و اجتماعی و دهن کجی به قانون اساسی کشور، دلسوزان نظام را گوشه نشین میکند. دشمن خودرو سازی است که به اسم خودرو تابوت مرگ به مردم میفروشد و همان سیستمی است که به بهانه حمایت از تولید ملی خون ملت را در شیشه کرده، دشمن آن جریانی است که آینده کشور را به یک معاهده گره زده و آن کسی است که شیفته تحریم و انزوا و مناقشات بین المللی است».
حضرت پور تلاش میکند که دشمن اصلی مردم ایران را آدرس ندهد. ولی آنچه که از منظر مردم ایران دور و پنهان نیست یک دشمن بیشتر وجود ندارد و آن هم شخص خامنهای است و نسبت دادن دشمنی به دیگران و پرداختن به حواشی یک فریب آشکار است. مردم ایران هم بخوبی این دشمن را شناخته اند و بی دلیل نیست که در هرتجمع و اعتراضی با دادن شعار مرگ برخامنهای به خوبی دشمن اصلی همه مشکلات و فجایع را هدف قرار میدهند.
اعتراف به شرایط وخیم اقتصادی و معیشت مردم
حضرت پور تلاش میکند که رئیسی جلاد را بخاطر این همه فجایع شلاق کش کند. برکسی پوشیده نیست که دغدغه هیچ کدام از کارگزاران سرکوبگر و آبرو باخته حکومت ولایت فقیه، معیشت مردم نیست و نبوده است. اما حضرت پور ناخواسته یا شاید برای بدر بردن خود مجبور به اعتراف میشود که مردم ایران هم اکنون چه شرایط سخت و طاقت فرسایی را تحمل میکنند او میگوید «امروز به سبب بی توجهی و ناکارآمدی مجموعه مدیرانی که خود را ناجی محرومان مینامیدند اعتقاد و اعتماد ملت را به توان کشور برای برون رفت از وضعیت فعلی را خدشهدار نمودند».
حضرت پور درجایی دیگر اعتراف میکند که شرایط مردم به چه صورت است. او میگوید که تورم در این کشور یکه تازی میکند. کار از شکاف و دره طبقاتی گذشته و کمر صاحبان اصلی این انقلاب! یعنی مستضعفان و کارگران و حتی کارمندان را خم کرده است.
خط فقر ۱۸ میلیون تومان در حکومت ولایت فقیه
بحرانیهایی که حکومت ولایت فقیه در شرایط فعلی با آن دست به گریبان میباشد، بی تردید مسیر خطرناکی را رقم زده است. حکومتی که تنها برای بقای خود چاره اندیشی میکند، هرگز رفاه و زندگی و معیشت مردم مشکل او نخواهد بود. لفاظیهای عوامل حکومتی هم صرفا بازارگرمیهایی است که دردی از این حکومت رو به زوال درمان نخواهد کرد. چون حکومت خامنهای، شرایط همان قورباغه آرام پز را دارد که دیگر فلج شده است.
سرتکان دادنهای امروز حکومت گران صرفا برای پوشاندن وضعیت موجود حکومت است. حضرت پور در اعتراف خود در مورد خطر فقر میگوید «در حالی که خط فقر در این کشور ۱۸میلیون تومان اعلام شده و اعداد از بیان نرخ تورم عاجزند و دولت برای افزایش حقوق کارگران کارمندان و بازنشستگان که کمتر از ۱۰ میلیون تومان درآمد دارند ناز میکند و منت افزایش ۲۰ درصدی حقوق را بر سر ملت میگذارد».
امروز جامعه ایران در مسیر آزادی درگیر یک انقلاب عظیم اجتماعی است. صورت مسئله آزادی و رهایی از چنگال ستم و استبداد مذهبی است. بیش از پنج ماه از قیام میگذرد و شیب سرنگونی ولایت فقیه زاویه تندتری پیدا کرده است. مشکلات اقتصادی مردم هم وجه دیگری از شرایط جامعه است که شرایط را برای حاکمیت خطرناکتر میکند. امروز جامعه ایران با کل حاکمیت در نبرد است. ارتش گرسنگان در آستانه شورش هستند. مسیر رهایی از این همه ستم چه سرکوب آزادی خواهان و انقلابیون و چه وضعیت اقتصادی که کارد را به استخوان تودهها رسانده است، خشم سنگینی را فوران خواهد کرد.
عنصر اقتصادی و فشارهای معیشتی به قیامهای بزرگی منتهی خواهد شد و دیگر نیروهای سرکوبگر خامنهای قادر به مهار آن نیستند. شرایط به سمتی پیش میرود که سرکوب دیگر پاسخگوی بقای ولایت فقیه نخواهد بود و اوضاع به نفع مردم برای انقلاب علیه ستم فاشیسم دینی اوج جدیدی میگیرد و این درحالی است که حکومت در فاز اضمحلال هیچ قدرت تصمیم گیری نخواهد داشت و همان قورباغه فلجی است که به سوی مرگ رانده میشود.







