نگاهی کوتاه به جنبش پیروزمند عاشورای حسین (ع)
هیچ جنبش انقلابی اگر ریشههایش را از واقعیت تاریخی بیرون نكشد، نمیتواند امید به موفقیت داشته باشد البته این واقعیت مانند همه واقعیتهای بزرگ حیاتی به دستهای اهریمنی تحریف شده و زنگار گرفته است، زنگاری از توطئه مسخ و بالاترین كینه توزی مردم فریب، تا آنكه بسیاری از طرفداران و مداحانش نیز به درستی نمیدانند از كه میگویند و چرا میگویند؟ تا جاییكه در تذكار آن به گریستنی تنها بسنده میشود و صرفًا گوینده تسكین مییابد. حال آنكه این «تذکار» برای دردمند شدن است نه التیام، از برای خروش است و فریاد، نه سكون و سكوت!
چگونه می توان عاشورای حسین (ع) را از پیرایهها زدود؟
از این رو دیگر تصویر گردگرفته را برمنبر نمایش دادن معنی ندارد. باید این زنگار را برطرف نمود، تا هرخلقی به ویژه خلق مسلمان، صورت وجودیش را در این آیینه ببیند و به نقش خود آگاه شود. ولی در اینجا این مسأله مطرح است كه چطور میتوان مسئله حسین (ع) را از وجود این پیرایهها زدود؟
این زنگارها به طور قطع با خون شسته و برطرف میشوند. به این لحاظ در این صفحات كه نقطه آغازی بیش نیست در هرسطر و در هركلمه، باید به خاطر داشت كه این نه اسطوره سازی است و نه حماسه پردازی. این سرگذشت مردان استواری است كه تنها در شب شهادت انقلابی، كه از قبل آنرا پذیرفته و برایش مهیا شده بودند، خندیدند. شورش جوانان پرشوری است كه از حجله گاه گذشتند و به میدان رسیدند. ماجرای زنان بلندهمتی است كه زن انقلابی را زینت سینه تاریخ نمودند.
به هرحال عمل حسینی با هربینشی كه نگریسته شود، یك رویه و یك حقیقت كه در تمامی مظاهر آن مجسم است، بیشتر ندارد. چه آنگاه كه چون زلزله سرداران دلاور را میلرزاند و چون صاعقه وجود قدرتمند آنان را ذوب كرده ازهم میپاشد و چه آنگاه كه چشمهایی بسته میشود تا عافیت جویان! از سر حفظ حیات، شبانه میدان را تهی میكنند.
حسین (ع) و یارانش به مثابه جرقهای در دامان زمان
بر طبق این حقیقت، كه سهل و ممتنعترین قضیه وجود انسانی است و در قالب حیات در نقطهیی معنی پیدا میكند كه، به خاطر عالیترین محاسبات تجلی میكند. تحقق اجتماعی خصلتهای ویژه انسانی، موقتًا ترك میشود. حسین (ع) و یارانش به طور عمده به خاطر آزادی و اختیار، كه شاخص اصلی صفات انسانی است، جنگیدند. اینان جرقه یی هستند بردامان زمان، كه تا ابدیت از آن حریق برمیخیزد و هرگونه ستمگری را میسوزاند و خاكستر میکند.
به هرصورت حسین (ع) و یارانش كاملا در مكتب حل شده و تركیب واحدی را تشكیل دادهاند؛ تركیبی كه مشكل میتوان عناصر آن را از هم تفكیك نمود و اكنون دیگر میتوان از فرد به مكتب و از عمل به نفس اعتقاد و ایدئولوژی راه برد و در این نقطه است كه بررسی رستاخیزحسین (ع) برای ما جامعیت و معنای خاصی پیدا میكند و آنرا از سایر انقلابات مشخص میسازد.
میخواهیم از مصادیق عینی و حسی به مفاهیم و معانی راه پیدا كنیم، آنگاه این معانی در یك معنی كلی تبلور مییابند و آن معنی وجود است كه تبیین جهان نامیده میشود.
روشن است كه بدون این تبیین همه مرزها درهم میریزد و تفاوت ظلمت و نور از میان میرود. دیگر میان مست و هوشیار هیچ تمیزی نیست، انسانیت شرافتش را از دست میدهد و آنچه به جا میماند حیوان دوپای مكاری بیش نیست.
آری میخواهیم با تبیینی آشنا شویم كه حسین (ع) و یارانش مبین آنند. اگر بحثهای فلسفی پیچیده و بغرنج است و اگر صاحب نظر شدن در آن به زمینه قبلی و زمان طولانی نیاز دارد، این مردان استوار بهترین دریچهیی هستند كه میتوان از آن افق اسلام را نظاره كرد.
در همین زمینه
فلسفه عاشورا؛ صحبتهای کوتاه سعید دامور + ویدئو
انسانیت بر مزار فداییانش اعاده حیثیت میشود
البته امروز عصر انقلاب و دوران فداكاری و وفاداری است، چرا كه از انسانیت برسر مزار فداییانش اعاده حیثیت میشود. اما درك عظمت و شكوه عمل حسین (ع) تنها وقتی میسر است كه بدانیم انسان معاصر از چه قدر و قیمتی در بارگاه زمانش برخوردار بوده است. این قدر و قیمت آنچنان است كه تازه یكهزارسال بعد، نویسندهیی در معظمترین كشور زمان، فرزندان انسان را چنین دیده است.
«به برخی حیوانات نر و ماده برمیخوریم كه در سراسر كشور پراكنده و از تف و تاب خورشید سوختهاند. تو گویی به زمین دوخته شدهاند. پیوسته با عزمی جزم در آن كار میكنند و آنرا زیرو رو مینمایند. صدایی مقطع دارند و وقتی كه به روی دوپا میایستند، هیكل و صورت آدمی دارند. اینان در حقیقت آدمیانی هستند كه شب به كلبه خود پناه م برند و با آب و نان و ریشه و ساقه گیاه شكم خود را سیر میكنند. بار دیگران را به دوش
.میكشند و برای تأمین معاش آنان شخم و كشت و درو میكنند«
اگر امروز انقلابیون بزرگ براساس تمامی دانش و فرهنگ مترقی كنونی و درك عمیق از واقعیت جهانشمول تكامل، پا به میدان میگذارند و انسان را محترم و با ارزش میدانند، باید دید رستاخیز حسینی از چه رو و با چه دیدی از جهان انسانیت را كه در قالب آزادگی مجسم میگردد، به آن پایه ارجمند داشت؟ اینجاست كه در پس نشیب و فرازهای این حماسه بلند، نظمی عالی نهفته است كه دركش هركس را قرین شگفتی و عجب میكند.
حاصل آنكه این نظم ما را ضرورتًا به صحت مضامین مكتبی میرساند كه تابش وحی آن در چنان دورانی چنین مردانی را عرضه ساخت.
از سوی دیگر این گروه اندك آنچنان در طول سالیان و قرون در ضمیر افراد كشور ما رسوخ كردهاند كه ماجرایشان وجدان ملی مردم ما شده است. به این ترتیب اهمیت این رستاخیز از اهم مضامین جنبش كنونی ماست. آری پس می توان گفت حسین (ع) و یارانش به خاطر آزادی و اختیار، كه شاخص اصلی صفات انسانیاست، جنگیدند.







