سخنان شگفت انگیز اینگرید بتانکور در حمایت از آرمان آزادی در ایران
خانم اینگرید بتانکور کاندیدای ریاست جمهوری سابق کلمبیا در کنفرانس دادخواهی کهکشان مقاومت ایران در پاریس سخنانی را ایراد کرد که از دید ناظران بسیار شگفت انگیز بود. او نه به عنوان یک ایرانی بلکه به عنوان یک شهروند فرانسوی-کلمبیایی نتنها خود را با آرمان آزادی در ایران یگانه شده میبیند بلکه به عنوان یک سیاستمدار اصلا آرمان آزادی ایران را آرمان خود می داند. نظر به اهمیت این سخنان خانم بتانکور بخشهایی از سخنان او را در اینجا نقل میکنیم:
چهار روز است که افراد فوقالعادهیی را دیدیم که باید بگویم هرگز ندیده بودم. این بسیار دلگرم کننده است که میبینیم درحالیکه تلاشهای بسیاری در تاریکی صورت گرفته تا مانع از آمدن ما بهاینجا و ملاقات و گفتگو و دفاع از آرمان ایران آزاد بشوند، این تعداد بالا از افراد در جهان بهاینجا آمدهاند، آنهم از قارههای سراسر جهان.
خانم بتانکور: همان عاملان قتل عام حاکمند
خانم بتانکور در مورد حمایت جهانی از مقاومت گفت: این مربوط بهایدئولوژی نیست. این مربوط بهراست یا چپ نیست؛ و برای ما که این هدف را چند سالی است دنبال کردهایم، چیزی وجود دارد که عمیقاً در ضمیرمان فرو میرود؛ اینکه وقتی بهاینجا میآییم، با افرادی دیدار میکنیم که انسانهای خوبی هستند. چون وقتی وارد سیاست میشوید، گاهی مجبور میشوید نزدیک افرادی بنشینید که نمیخواهید با آنها بنشینید، زیرا میدانید آنها چه چیزی را نمایندگی میکنند. وقتی بهاینجا میآیید، گویی از یک آرامشخاطر برخوردار میشوید.
خانم بتانکور در مورد قتل عام ۶۷ گفت: ما بهاتفاقی فکر میکنیم که ۳۵سال پیش رخ داد. ۳۰۰۰۰نفر قتلعام شدند؛ ولی من میگویم، آنچه امروز بهیاد میآوریم، کشتار مداوم مردم ایران است؛ فقط مربوط به ۳۵سال پیش نیست، ۴۴سال کشتار و نقض حقوقبشر است؛ و تصادفی نیست که وقتی شهادت مجید صاحبجمع را میشنویم که راهروی مرگ را به ما نشان میدهد و نشان میدهد که رئیسی کجا نشسته بود، همان رئیسی که اکنون به مسند ریاستجمهوری (رژیم) ایران تکیه زده، این نشان میدهد که ما با همان افراد سر و کار داریم، هدف همان است و دقیقاً با همان افراد و همان مشکلات و همان جنایات روبهرو خواهیم شد، اگر که متفاوت عمل نکنیم.
خانم بتانکور: من در قلبم یک انقلابی هستم!
من این را میگویم زیرا در مورد آنچه دنیا انجام میدهد سرد و گرم شدهام. اما در قلبم یک انقلابی هستم به این معنا که آنچه را که میبینم نمیپسندم و دوست ندارم و نمیفهمم چهطور رهبران کشورهای ما، با اینکه بههمان چیزی که ما میدانیم اشراف دارند، این کارها را انجام میدهند. ما میدانیم، میدانیم که (رژیم) ایران در مسیر دستیابی بهیک بمب اتمی قرار دارد. ما اینرا میدانیم. میدانیم که آنها اورانیوم را با غلظت ۸۴درصد غنی کردهاند. میدانیم که اورانیوم کافی انباشته کردهاند تا کشورهای ما، آزادی ما و دموکراسی ما را نابود کنند و با اینحال میخواهیم با (رژیم) ایران یک توافق اتمی امضا کنیم.
خانم بتانکور با اشاره به تروریزم رژیم آخوندها گفت: ما به دشمنان مان طناب می دهیم تا دمکراسی ما را حلق آویز کنند!
در سال۲۰۱۸، افرادی که در یک اجلاس مشابه این جلسه بودند، میتوانستند کشته شوند، زیرا یک دیپلمات، یک دیپلمات (رژیم) ایران، مأموریت داشت تا بمبی را به همین گردهمایی بیاورد و همه ما را بکشد؛ و با اینحال، ما معاهداتی را امضا کردیم تا زندانیان را مبادله کنیم و آن جنایتکاران را بهازای افراد بیگناه (بهایران) بفرستیم که البته آنها باید برگردند، مردم بیگناه ما و شهروندانمان؛ ولی ما چه میکنیم؟ گاهی فکر میکنم درست است که ما این دیوانگی را داریم که به دشمنانمان طناب بدهیم تا دموکراسیهایمان را حلقآویز کنند و این کاری است که با رژیم ایران میکنیم.
عواقب این سیاست چیست؟ برخی از ما در مورد مماشات صحبت کردهایم و گفتهایم که این یک سیاست مماشات است و البته تاریخ هم به ما میگوید با مماشات چه اتفاقی میافتد؛ ولی من ترجیح میدهم بگویم که این یک سیاست مماشات نیست. این یک سیاست تسلیم و زانو زدن است. در زبان فرانسوی میگوییم: «بهزانو درآمدن». ما در مقابل جرم بهزانو افتادهایم.
در همین زمینه
بیانیه خانم اینگرید بتانکور در مورد معامله آزاد کردن اسدالله اسدی
این مماشات نیست زانو زدن است!
و من فکر میکنم این چیزی است که بابت آن ما بهای گزافی را خواهیم پرداخت؛ و ما داریم آنرا میپردازیم و پیشاپیش شروع بهپرداخت آن کردهایم. اکنون مردم شروع بهدرک این واقعیت میکنند که یک گزینه، یک گزینه سیاسی در برابر جنون آخوندها وجود دارد.
بتانکور: ما قوی هستیم و نیروی حرکت داریم
همانطور که در آغاز گفتم، در این اجلاس صداهای فوقالعاده بسیاری را در همراهی با خودمان شنیدهایم که نشان میدهد ما قوی هستیم، نیروی حرکت داریم، مردم در جهان، مردم عادی، خوشقلب هستند. آنها میخواهند ما برای نیکی در جهان بجنگیم.
از اینرو بسیار خوشحالم که امروز اینجا با هم هستیم، چون ما سر خم نمیکنیم و زانو نمیزنیم، بلکه همه با هم ایستادهایم.
و ما ایستادهایم چون در ایران، دختران، زنان، مردان جوان و حتی افراد مسنتر ایستادهاند و وقتی میایستند، گلولههای واقعی بهسمت آنها شلیک میشود. ما در کنار آنها ایستادهایم. ما در کنار مریم ایستادهایم.
و ما در کنار برادران و خواهران خود ایستادهایم، با این واژه میگویم که در کنار «برادران و خواهرانمان» در اشرف ایستادهایم.







