استیصال و درماندگی از کمبود نیروی نظامی و انتظامی سرکوبگر
از شروع شورشها و اوج قیام مردمی در شهریور ۱۴۰۱ و آغاز انقلاب نوین ایران بعد از کشته شدن مهسا امینی و شروع انگیزش ملت برای قیام، حاکمیت تمام تلاش و سعی خود را برای تجمیع نیروهای سرکوبگر بکار گرفت.
طبق گزارشها رژیم به کلیه بازنشستگان نظامی و انتظامی اعم از بسیج، سپاه و سایر نیروهای لباس شخصی برای ورود به خیابانها در سراسر کشور برای سرکوب هرچه شدیدتر قیام و آتشزیرخاکستر قیام کردند و در این راه از هیچ عملی کوتاهی نکرد. تا آنجا که با افزایش حقوق نیروهای سرکوبگر و ارسال سبد غذایی به منازل و محل کار سرکوبگران، سعی در تنظیم و پادگانی کردن خیابانها به طور شبانهروز و قطع محلات شورشی نمود. تا جایی که بسیاری از نیروهای فراخوانده را که از دستور و حضور خودداری کرده بودند، مورد شماتت قرار داد.
بازنشستگان انتظامی و نظامی دست رد به سینه خامنه ای زدند
حکومت بدنبال طولانی شدن قیام و خستگی و جراحت و کشته شدن نیروهای انتظامی سرکوبگر، از روشهای مختلف دیگر، از جمله تملق و دلجوئی از سربازان و نیروهای بسیج و سپاه که در طول جنگ در جبههها حضور داشتند، استفاده کرد. تا جایی که اخیراً حاکمیت با هماهنگی بنیاد جانبازان (ایثارگران) با افراد مجروح و جانباز به طور تلفنی یا حضوری توسط بنیاد تماس گرفت و پزشک معالج را جهت بررسی وضعیت جسماني و روحي این طيف معرفي كرد.
حکومت برای بدست آوردن دل این افراد نسخه نويسي كرده و به بيمارستانها و پزشكان طرف قرارداد بصورت رایگان معرفي كرده تا لایههای پوسیده خود را تعمیر و بهروز رساني كند. حكومت در خصوص تجميع نيروي سركوبگر ريزش شديدي متحمل شده است. خبرها حاکی است که در این کار هم موفقیتی کسب نکرد و بسیاری از نیروها حاضر به همکاری نشدند.
در همین زمینه
بحران نیرویی در نظام
همه این شرایط و اوضاع وخیم نشان از درماندگی و استیصال رژیم آخوندی را به نمایش گذاشته است.
در حالی که حکومت و شخص خامنهای بخوبی میداند که زمان جنگ و حضور مردم به صورت خودجوش حاصل دشمن تراشیهای خمینی بوده و این کار چه ضرباتی به خانوادهها وارد کرده و در این راستا چه خانوادههایی که متلاشی نشده و چه افرادی از حیث سلامتی روحی و روانی خانهنشین نشدهاند.
چه فرزندانی که یتیم شده و چوب جهالت رژیم چه ضربات مهلکی بر پیکرشان نزده. قطع عضو، موجگرفتگی، استنشاق بمبهای شیمیایی چه تاثیر مخربی بر جان و روان این افراد وارد نساخته. قشر بزرگی از مردم استانهای درگیر جنگ از خانه و دیار خود کوچانیده و در غوغای شهرها بیخانمان شدهاند. حاکمیت بعد از اتمام جنگ جانفرسای ۸ ساله تمام این نیروهای زخمخورده را بدون حقوق و مواجب، بیکار و سرگشته رها ساخت.
اکنون روی آوردن حاکميت در فراخوان به نيروهای قديمي، نظامي و انتظامی و بسيج كه اكثراً هيچ دلخوشي از رژيم ندارند، بيانگر درماندگي نظام و تنفر اقشار مختلف مردم است.







