نگاهی کوتاه به رویارویی با دیکتاتور در ۴۴ سال گذشته عبدالرحمان گورکی
انقلابیون و آزادیخواهان واقعی یک سرزمین در هر کجای این زمین خاکی که باشند قلبشان برای مردم و میهنشان میتپد. آنها هرگز از جنگ با اشغالگران میهنشان غافل نمیشوند. مجاهدین خلق ایران مصداق چنین واقعیتی هستند. آنها در هر وجب از دور شدن ِناخواسته از میهنشان، بر جنگشان علیه رژیم ولایت فقیه حاکم بر ایران افزودهاند. زیرا این رویکرد را رمز «وفای به عهد و فدای بیکران»ی میدانند که از آغاز، آن را «انتخاب» و پایداری و ماندگاری خود را در گروی آن میدانند.
قبل از همه، رژیم حاکم، این واقعیت را دانسته و بارها بر آن گواهی دادهاست (البته به زبان خودشان). اما در عین حال، این واقعیت از نظر محافل سیاسی آگاه و کارشناسان امور ایران نیز مورد تاکید است. زیرا چنین رویکردی است که «شورای ملی مقاومت ایران» را، که نیروی محوری آن را مجاهدین تشکیل میدهد، در طول چهار دهه اخیر، همواره در مدار «یگانه هماورد این رژیم» باقی نگهداشته است.
با سقوط نظام دیکتاتوری شاه توسط مردم و نیروهای سیاسی اپوزیسیون در سال ۱۹۷۹ و روی کار آمدن رژیم آخوندها، خمینی برخلاف خواسته و انتظار مردم، به سرعت دیکتاتوری به مراتب بدتری را بر جامعه تحمیل نمود، رژیم روی کار آمده آخوندها، به سرعت فضای باز سیاسی جامعه را به بست، آزادی را سرکوب و نیروهای آزایخواه جامعه را تحت نام اسلام(!) به زندان افکند و بعد از شکنجههای بسیار، اعدام و در بسیاری موارد، مورد قتل عام قرار داد که قتل عام بیش از ۳۰ هزار زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ از نمونههای بارز آن است. روندی که تا به امروز ادامه داشته است.

این نیرو ضمن استمرار مبارزه علیه رژیم حاکم، با عزیمت رهبری مقاومت ایران به جوار خاک میهن (عراق) و در سال ۱۳۶۶، «ارتش آزادیبخش ملی ایران» را تاسیس و در ظرف کمتر از یک سال، توانست آنچنان ضرباتی به رژیم حاکم وارد کند که خمینی، وقتی دید سرنگونی رژیمش قریبالوقوع است، جام زهر آتشبس با عراق را سر کشید که اگر چنین نمیکرد، به یقین باید گفت که خودش و رژیمش اکنون در قید حیات نمیبودند و ایران و منطقه خاورمیانه و حتی جهان در وضعیت دیگری میبود!
تحولات مربوط به عراق در سال ۲۰۰۳، اگرچه بر پیچیدگی اوضاع و معادلات منطقه افزود اما مقاومت ایران با همین شاخص، توانست موانع و سختیهای راه را، یکی پس از دیگری کنار زده و از آن پیروزمندانه عبور کند. زیرا اشغال عراق، هرچند تحت نام و پرچم امریکا و ائتلاف بینالمللی صورت گرفته بود، اما در واقع اشغالگر اصلی عراق، رژیم ولایت فقیه بود که توانسته بود علاوه بر اشغال این بخش از خاورمیانه، نیروهای مقاومت را در «اشرف۱» و سپس «اشرف۲» محاصره و بارها آنها را مورد حملات نظامی و موشکی و زمینی و تروریستی قرار دهد.
اما مجاهدین در یک دوره ۱۴ ساله پایداری پرشکوه نه تنها توانستند خود را حفظ و در صحنه سیاسی ماندگار کنند، بلکه علیه تجاوز و اشغالگری رژیم ایران، تبدیل به «سد سدید» گردند.
بیشتر بخوانید
حلقه مرگ بر رژیم ایران تنگتر میشود!
هجرت بزرگ، ترجمان پلی به سوی تهران
اگرچه با روند تحولات عراق و منطقه در سال ۲۰۰۳، مسیر حرکت نیروهای مقاومت ظاهرا معکوس مینمود، اما آنها با استراتژی و شاخصهای نبردی که در پیش رو داشتند، آن را تبدیل به «پلی به سوی تهران» کرده و با خروج از عراق در سال ۲۰۱۶، معادله را به گونهیی تغییر دادند که رژیم حاکم را در وضعیت بحرانیتری قرار داد. به طوریکه اکنون شاهد آن هستیم، رژیم روز به روز، شکنندهتر شده و نسبت به گذشته «پشیمان» و نسبت به آینده «نگران» است. زیرا در نقطه مقابل گسترش و پیشرویهای مقاومت ایران، این رژیم از هر نظر «ضعیفتر و ناتوانتر» شده است.
بنابراین تابلوی سیاسی موجود را میتوان به این شکل تصویر نمود که مقاومت ایران علاوه بر گسترش فعالیتهایش در سراسر جهان و برپایی «اشرف ۳» در کشور آلبانی، که در نوع خودش در تاریخ «بینظیر» است، در سراسر کشور، هزاران کانون شورشی دارند که طی سالهای گذشته و به ویژه در جریان قیام سال ۱۳۹۸ مهارت و کارایی خود را از هر نظر به خوبی نشان داده و چنانچه وضعیت به نقطه «مطلوب» برسد، خواهند توانست سرنوشت مردم را علیه رژیم دیکتاتوری حاکم رقم بزنند!
این کانونها علاوه بر عنصر سازمانیافتگی و مدیریتی در سراسر شهرها و نقاط کشور، از روحیه و نشاط و جنگندگی برخوردارند که رژیم و نیروهای سرکوبگرش را به ستوه آورده و همه اهرمهای شیطانسازی رژیم و زمینههای توطئهچینیهایش علیه مقاومت را خنثی و مسیر را بر روی «به انحراف کشیدن مسیر قیام برای سرنگونی» مسدود کرده که افشای پروژه «رضاشاه روحت شاد» که توسط وزارت اطلاعات رژیم حاکم، برای منحرف کردن مسیر قیام و مشروعیت دادن به سرکوب و بیاثر نمایی مقاومت در جامعه شکل داده شده بود، از آخرین نمونههای آن است.
سلسلهیی از کارزارهای بینالمللی مقاومت ایران در ماههای گذشته و در داخل و خارج ایران، آخرین صحنه واقعی را پیش روی مردم جهان قرار داده است. پیروزیهای حقوقی مقاومت ایران در اروپا و از جمله در کشور سوئد و بلژیک که منجر به محکومیت عوامل تروریستی رژیم خامنه ای گردید از جمله دستاوردهای اخیر است که ممنوعیت استرداد دیپلمات تروریست اسدالله اسدی در جریان قرارداد ننگین دولت بلژیک با بانکدار تروریسم در جهان، یعنی رژیم ولایت فقیه آخوندی آخرین حلقه آن تا به امروز است!
اکنون قدرت یگانه آلترناتیو دمکراتیک شورای ملی مقاومت ایران در برابر رژیم رو به سقوط آخوندها غیر قابل انکار بوده و میرود که تحولی بزرگ در رابطه با ایران صورت گیرد!
عبدالرحمان گورکی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی
❊مسئولیت محتوای مطالب وارده برعهده نویسنده است.








