اعتراف خودیهای حکومت از فاجعه اختلاس و دزدی!
وقتی مقاله؛ نمودارهایی که به اختلاس گواهی می دهند؛ را از نشریه جهان صنعت میخواندم کلهام سوت کشید انگار سوت داوری است که بدلیل آفساید به صدا در آمده باشد.
تصمیم گرفتم که این درد را با شما هم در میان بگذارم. کمی فکر کردم دیدم بحق جای سوت کشیدن هم داشت! وقتی حاشیهنشینی و زاغه نشینی و گورخوابی و کارتن خوابی و مهاجرت بی وقفه از روستا به شهر و از ایران به کشورهای عربی و ژاپن و… امری عادی شده است، وقتی فرارمغزها و دنبال پناهندگی دویدن جوانان و بی چشم انداز بودن زندگی برای جوانان را میبینیم و یا بیکاری و فقر و تنگدستی و فحشا و اعتیاد، از بی آبی و بی برقی وکولبری و نفت بری و…واضح است که اوضاع خیلی خراب است.
هزاران درد دیگر را دراین میهن ماتم زده شاهدیم. چطور میتوان با خواندن وضعیت زندگی فوق اشرافی یک مشت جانورانی که به صورت عریان از شیره جان این ملت مکیدند و شهرک افسانهای درست کردند ناراحت نشد. طوری که روزنامه همین حکومت با آه وناله می نویسد که این چه داستانی است البته با این تیتر؛ «نمودارهایی که به اختلاس گواهی می دهند!؟».
آیا مشکل فقط اختلاس است؟
بنظرم نبایستی موضوع را ساده سازی کرد و از کنارش رد شد چه بسا او حق داشته باشد که اینطور صحنه را ساده کند چون خودش از پیکره همین سیستم اختلاس است. ولی با دیدن این وضعیت کمی وحشت کرده است. قسمتی از مقاله را که نویسندهاش محمد بلوری است در زیر میآورم؛ «امروزه شاهد قصرها و بناهایی چند صد میلیاردی هستیم که بر گستره سرسبز لواسانات و یا حتی با تجاوز به حریم دامنه کوهستان البرز و با ویرانی بر قلب سرسبز جنگلهای شمال کشور قد میکشند…
مالکان این قصرهای پرتجمل از ساختن بناهای ویلایی مجلل، در منطقه مخصوص منابع طبیعی یا دامنه کوهستان نگرانی نداشتهاند چراکه مشکل ساخت وسازهای غیرمجاز و زمینخواری در منطقه به نوعی حلوفصل شده است».
به نوشته یکی از همکاران خبرنگارمان کافی بود در یک تماس تلفنی به فلان سازمان گفته شود، جلوی فلان شخص را نگیرید! بله برای همه بسیار روشن و آشکار است که کسی به این راحتی به نانونوایی نمی رسد جز اینکه در بالای این سیستم پشتوانه ای داشته باشد که با یک تلفن مسئلهاش حل شود.
ولی اگر غیر ازاین باشد شهرداری + مأموران انتظامی + لودر + خراب کردن بلوک خانه وکاشانه نصیب فرد میشود.
حتی آن مادری که برای دفاع از خانهاش توی بیل لودر مینشیند ویا سکته میکند و میمیرد تأثیری ندارد. چون سیم تلفنش وصل به بیت آقا نیست، چون در مجلس حکومت و در لایه اختلاس جایی ندارد و چون در خبرگان این حکومت ریشی و عمامهای و عبایی برایش گسترده نیست. اما آن یکی، فقط با یک تلفن که جلوی شخص را نگیرید همین کافی تا قصر و ویلا برپا شود…
درادامه مقاله نویسنده میگوید: «ماحاصل این سفارش و توصیه، قصری قد میکشد با هزار متر بنای سوپرلوکس در برند منطقه لواسان؛ چهارخوابه با استخر سرپوشیده، جکوزی و سونا با نگهبان ۲۴ساعته، سیستم امنیتی ویژه با ۸۵۰ متر پنتهاوس و سوپرلوکس فول امکانات به مبلغ ۷۰ میلیارد تومان آماده فروش…… معاون اجرایی پیشین رئیس قوه قضاییه و اعضای باندی که با او همدست و در ارتباط بودهاند، نشان دادند جاذبه قصر و ویلاسازی در لواسانات و دامنه کوهستان و عمق جنگلها محور گردش مالی برخی از افرادی است که از طریق اختلاس و دیگر سوءاستفادههای مالی، به ثروتهای بادآوردهای رسیدهاند…
بنای کاخها به قیمت کوخنشینی مردم ایران!
زندگی در قصرهایی مجلل و بنا شده در یک محله معروف به منطقه «لاکچرینشینها» توسط قشری نو رسیده به ثروت جریان دارد، محلهای با فروشگاههای خاص که حتی برای تربیت سگهایی از نژاد اروپایی در خانهشان میتوانند با یک مؤسسه نیمهپنهان مخصوص تعلیم و تربیت این نوع سگها، تماس بگیرند یا خدمتکاران دورهدیدهای را برای کمک به خدمت بگیرند که با یک زبان خارجی آشنایی دارند تا از پذیرایی مهمانان خارجی درنمانند».
هر کسی این قصر و ویلاها را از نزدیک ببیند و بعد به جنوب تهران برود و آن زاغه نشینی را مشاهده کند، این سوال برایش ایجاد می شود کجا هستند مدعیان اسلام!! البته باید گفت اسلام دروغین که اینگونه مال یتیم و بیپناه را میخورید و خانه را با لودر برسرشان خراب میکنید ولی برای آقازادهها برای آخوندزادهها اینگونه کاخ لاکچری برپا میدارید به واقع روی معاویه و یزید را سفید کردهاید، پس ننگتان باد.
اگر به شهر کوفه در عراق رفته باشید در کنار خانه امام علی(ع) که هنوز پا برجا هست، خانهای محقر وگلی، خرابه کاخ ابن زیاد وجود دارد. شما وارثان همان کاخ ویرانه هستید. نویسنده در ابتدای مقالهاش این شعر خاقانی را نوشته که خاقانی هم عطف به خرابههای کاخ ساسانیان در مدائن بوده و من در انتهای مقالهام همان شعر را می آورم و میگویم زیاد دور نیست که عبرتی برای آیندگان گردد:
هان ای دل عبرتبین
از دیده نظرکن هان!
ایوان مدائن را آیینه عبرت دان








