شاید همگان بهیاد دارند که خامنهای از ابتدای سال ۱۴۰۲ طبل توخالی انتخابات را بهصدا در آورد. او از همان زمان تلاش کرد که تنوری به نام تنور انتخابات را گرم کند. اکنون دو روز مانده به موعد برگزاری نمایش انتخابات بازهم خامنهای دست از تلاش برنداشته است.
سخنان روز چهارشنبه او در دیدار با جمعی از به اصطلاح « رای اولیها» بیانگر کامل ضعف و درماندگی او بود. او در این سخنرانیاش به عجز و التماس افتاد و از نیروهایش خواست که برای « نجات» حکومتش بیایند رای بدهند.
مروری بر این سخنان خامنهای تصویر واضح تری از ضعف و درماندگی او را ترسیم می کند: خامنهای در این دیدار گفت: انتخابات قوی و پرشور یکی از ارکان اداره درست کشور است. یکی از ارکان اصلی پیشرفت کشور است. یکی از مهمترین وسیله رفع موانع پیشرفت است. انتخابات قوی این خصوصیات را داره.
گوینده تلویزیون حکومتی: رهبر انقلاب افزودند اگر بتوانیم بهدنیا نشان دهیم که ملت در صحنههای مهم و تعیینکننده کشور حضور دارند، کشور را نجات دادیم و پیش بردیم.
خامنهای ادامه داد: «خب حالا ما چرا تأکید میکنیم به شرکت مردم؟ خب بعضیها بودند شاید حالا هم باشند، میگویند آقا یک عدهیی توی انتخاباتی برگزار بشه یک جمعی از مردم شرکت کنند بعد هم یک حکومتی سرکار بیاید. یا یک دولتی یا یک مجلسی کار خودش را انجام بدهد. ما معتقدیم نه، باید انتخابات انتخابات پرشور باشه… ما اگر بتوانیم به دنیا حالا میگویم دنیا یعنی چه، نشان بدهیم که ملت در صحنههای مهم و تعیینکننده کشور حضور دارند کشور را نجات دادیم!»
در همین زمینه
ائتلافهای رنگارنگ؛ انشقاق یا بازی انتخاباتی برای بازار گرمی؟
وقتی خامنهای سوفسطایی میشود؟
میبینیم که خامنهای نجات حکومت خود را در گرو یک انتخابات پرشور میداند و گرنه امکان نجاتش نیست. راستی چرا؟
خود او در ادامه این چنین پاسخ میدهد:
«در داخل هم بعضی نسبت به انتخابات بیالتفاتی میکنند. من متهم نمیکنم البته من احدی رو متهم نمیکنم… اگر انتخابات ضعیف باشه همه ضرر میکنند. نه اینکه یک عدهیی ضرر کنند یک عدهیی از ضعیف بودن انتخابات سود ببرند… اگر انتخابات ضعیف برگزار بشود هیچکس سود نمیبرد، همه ضرر میکنند همه ضربه میخورند.»
خامنهای سپس به عجز و لابه روی آورده و گفت: « بعضی هستند که واقعاً به هر دلیلی قادر به شرکت در انتخابات نیستند. با آنها ما هیچ مطلبی نداریم حرفی نداریم. ولی آن کسانی که اظهار بیمیلی به انتخابات میکنند که خب هستند متأسفانه، هم خودشون اظهار بیمیلی میکنند. هم دیگران را تشویق میکنند به عدم حضور! اینها به نظر من یه قدری بیشتر فکر کنند توی این قضایا! رأی ندادن هیچ فایدهای نداره.
شما میگویید رأی دادن ممکنه بیفایده باشه. خب ممکن هم هست با فایده باشه یعنی در رأی دادن احتمال فایده وجود داره. رأی ندادن هیچ دستاوردی ندارد اما رأی دادن حالا بنده که میگویم حتماً دستاورد داره، آن که تردید داره بگه احتمالاً دستاورد داره.»
به این ترتیب خامنهای در پایان بهروش سوفسطاییان به سفسطه مضحک کلامی روی آورد تا بتواند چهارتا بسیجی و سپاهی بریده را به پای صندوق رای بکشاند. اما واضح است که از این تنور یخ زده نانی برای خامنهای پخت نمی شود!







